Saturday, October 31, 2009

اقای موسوی اگر ماجمهوری اسلامی را نخواهیم کی رو باید ببینیم

پس از خواندن اعلامیه شما و تامل به محتویات ان تاکید در
ماندن جمهوری اسلامی دارید و تکیه به قانون اساسی دارید دوست عزیز به عنوان یک طرفدار پرو پا قرص جنبش سبز من با شما کمی تفاوت فکری دارم. جنبش سبز متعلق به تمام ایرانیان ازادی خواه است و ازادی را شرط اول خود میداند .این کودتاچیان در روز روشن سینه سهرابها و نداها را شکافتند طبق اصل ٢٧ قانون اساسی مردم ازاد هستند تظاهرات ارام داشته باشند .این حکومتی که شما سنگ انرا به سینه میزنید قانون اساسی را زیر پا گذاشه و هیچ احترامی به حقوق مردم نمیگذارد.چرا شما پا را در یک کفش کرده اید که این رژیم باید بماندو حکومت کند.مگر ما در خیابانها شعاری به جز رای من کجاست دادیم که اینگونه ما را به گلوله بستند این مردم به دنبال یک تغییر بزرگ هستند و باید به خواسته های انان احترام گذاشته شود بدون به بیراهه کشیدن ان.شما نباید خواسته انبوهی از جنبش سبز را نا دیده بگیرید .هر کسی در زندگی سیاسی خود گول میخورد پدران ماهم گول عده ای چپی و توده ای را خوردند که با کتابهای ١٠٠٠صفحه ای کت و کلفت در خیابانها پوز سواد میدادند بدون اینکه حتی یک صفحه از انرا خوانده باشند امروز همان افراد درپستهای کلیدی کشور مخصوصا شرکت نفت سر کار هستند و این سرکوب نتیجه سر کار بودن چنین افرادی است سرکوبهای امروز درست مانند سرکوب ازادیخواهان در روسیه و کشورهای کمونیستی است این سران وابسته به شوروی و چاوز و غیرو از مرامهای فاشیستی کمونیستی طرفداری میکنند و با لباس روحانی و ولایت کتاب مارکس زیر بغل دارند

اقای موسوی مگر قرار است از چاله دراییم و در چاه بیافتیم .ترا به خدا دیگر باما مردم بازی نکنید بگذارید مردم خود سرنوشت خود را تعیین کنند.به امید ازادی تمام مردم ایران چه مسلمان چه مسیحی چه زرتشتی چه بهایی چه سنی و .... ١٣ ابان متعلق به همه ایرانیان است و جنبش سبز دران روز به جهانیان نشان خواهد داد که چه قدرت عظیمی است.پیروزی با ماست چون بیشماریم
http://www.youtube.com/watch?v=5_UVA4RM9Pk اهنک زیبای فارسی تاجیک

بیانیه شماره ۱۴مهندس موسوی


مهندس میرحسین موسوی در آستانه روز 13آبان بیانیه شماره 14 خود را خطاب به ملت ایران صادر کرد
به نام خدا
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم.باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست.دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.
البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.
میرحسین موسوی

Wednesday, October 28, 2009

دانش‌‌آموزان بسیجی ۱۳ آبان مقابل فریب‌ خوردگان می‌ایستند : گوه میخورند و این تو دهنشون


« دانش‌‌آموزان بسیجی ۱۳ آبان مقابل فریب‌ خوردگان می‌ایستند : گوه میخورند و این تو دهنشون

در حالی که هواداران جنبش سبز اعلام کرده‌اند که در روز ۱۳ آبان راه‌پیمایی خواهند کرد، رئیس بسیج دانش‌آموزی و فرهنگیان کشور می‌گوید در این روز «سه میلیون دانش‌آموز بسیجی» به طور «سازمان‌یافته» شرکت خواهند کرد و دربرابر «عده‌ای فریب‌خورده» خواهند ایستاد.محمد‌صالح جوکار، رئیس بسیج دانش‌‌آموزی و فرهنگیان کشور، که وابسته به سپاه پاسداران است، روز سه‌شنبه در یک کنفرانس خبری گفت: «عده‌ای فریب‌خورده می‌خواهند از این فضاها سوء استفاده کنند و دشمن سعی دارد در جنبش‌های انقلابی انحراف ایجاد کند
در ادامه اعتراض‌های جنبش سبز به نتایج انتخابات ریاست‌ جمهری، از چند هفته پیش سایت‌ها و وبلاگ‌های نزدیک به این جنبش روز ۱۳ آبان را برای تازه‌ترین نمایش اعتراض خود انتخاب کرده و پوسترهایی نیز برای این روز طراحی کرده‌اند.مقامات مسئول جمهوری اسلامی برای مهار این راه‌پیمایی برای نخستین‌بار پس از انقلاب اعلام کرده‌اند که هرگونه تجمع برای این روز نیاز به مجوز دارد.در همین باره اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، «توصیه» کرده است که «هرکس می‌خواهد تجمعی داشته باشد، مجوزهای لازم را بگیرد».علیرضا اکبرشاهی، رئیس پلیس استان تهران، نیز گفته است که «نیروی انتظامی تمهیداتی برای راه‌پیمایی روز ۱۳ آبان اندیشیده است» و مرتضی تمدن، استاندار تهران، هشدار داده است که اگر تجمع‌های غیرقانونی برگزار شود، «برابر قانون» با آنها رفتار می‌شود.در یکی از آخرین واکنش‌های مقام‌های امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، علی فضلی، فرمانده سپاه سیدالشهدای استان تهران، روز چهارشنبه نسبت به «شیطنت‌های كانون فتنه» در روز ۱۳ آبان هشدار داد و اظهار داشت: «اگر مراقب نباشیم در آینده مشكلات جدی‌تری را خواهیم داشت.»احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، از نخستین مقامات جمهوری اسلامی بود که در آخرین نماز جمعه خود نسبت به برگزاری راه‌پیمایی جنبش سبز در روز ۱۳ آبان ابراز نگرانی کرد.آخرین تجمع عظیم جنبش سبز در «روز قدس» امسال به حضور ده‌ها هزار نفر برگزار شد. در نماز جمعه روز قدس، علی‌رغم هشدار سپاه پاسداران، و رهبر جمهوری اسلامی، معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در خیابان‌های منتهی به دانشگاه تهران حضور یافتند و بار دیگر بر مطالبات خود تاکید کردند

تو دهنی مردم به چاپ مقاله رادیو فردا در رابطه با امدن ٣ میلیون دانش اموزبسیجی در ١٣ ابان
نظرات
توسط: جمال از: ارومیه
۰۷ ۰۸ ۱۳۸۸ ۰۰:۲۷
بابا اینها آمار دادنشون درست مثل انتخابات همش دروغه.تازه من خودم بین بچه ها بسیجی مشناسم که اصلاً اعتقادی به اینها و ولایت فقیه نداره و فقط واسه منافع شخصیش قاطی اینها شده . و اصلاً تو فامیلا هم آدم خود فروش جانباز داریم که هیچ اسلام رو هم قبول نداره و زن باز قهاری هم هست . خوب حالا ببینید بر فرض محال این سه میلیون درست باشه چند تا از این آدمای دو رو میخوان بیان تو روی مردم که واسه طرز فکرشون و آزادیشون تو خیابون هستن وایسن ؟؟؟؟
توسط: خود جوش از: اصفهان
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۳:۴۵
همه با هم در روز 13آبان در میدان نقش جهان همراه شو عزیز
توسط: بهنام از: تهران
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۳:۴۱
جيره خواران ديكتاتوروقتي هم قسم شديم كه با جنبش سبز همراه شويم ترس را با شجاعت و اراده، و نااميدي را با اميد عوض كرديم،تلاشتان براي ترساندن ما بيهوده است خود را خسته نكنيد.
توسط: خود جوش از: اصفهان
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۳:۴۰
همه باهم در روز 13 آبان در میدان نقش اصفهان اجهان همراه شو عزیز نماد سبز,دستمال برای جلوی صورت و سیگار برای وقتی که گاز اشکاور زدند یادتان نرود.
توسط: ما می آییم از: اصفهان
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۳:۳۴
همه با هم در روز 13 آبان میدان اما اصفهان همراه شو عزیز نماد سبز یادتان نرود
توسط: محمد از: قم
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۳:۲۹
همین که این همه ادم را وادار به واکنش به روزی که هنوز نیامده کرده ایم به همتون افتخار میکنم.3 میلیون بسیجی می خوان بیارن لابد فکر میکن 3 میلیون طرفدار جنبش سبز خواهد آمد و ان شاء ا... هم که همین طور خواهد شد.
توسط: bahran
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۲:۴۹
همه با هم روز 13 آبان روز آشتی با ملت هابه دنیا می گوییم ما با همه کشور ها دوست هستیم و آمریکا را دشمن خود نمی دانیم.ما مشکلات خود را در دشمنی آمریکا نمی بینیممشکل ملت ایران دیکتاتوری خامنه ای است
توسط: مادر شهید از: اصفهان
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۲:۲۰
در جنگ تحمیلی دو پسر پاسدارم شهید شدند و لی من به نوه هایم گفتم "مادر شیرم را به تو حلال نمیکنم اگر روز ۱۳ آبان با چوب و چماق به جان مردم بیفتی. ترا آق میکنم و شکایت ترا به آقا امام زمان میکنم .
توسط: امیر
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۲۰:۳۹
اگر شهرستانیهای عزیز هم کمی زحمت بخودشون بدهند و تظاهرات گسترده همزمان با تهران برگزار کنند اینها نیرو کم میارند و نمی توانند اوضاع را کنترل کنند. در ضمن از کی تاحالا آقایون آمار درست در هر چیزی داده اند که این 3 میلیون بخواد واقعی باشه؟ جنبش سبز موقعی پا گرفت که مردم ترس را کنار گذاشتند، اینها هم می دانند که چی به چیه برای همین می خواهند توی دل مردم را خالی کنند!
توسط: در یا از: اصفهان
۰۶ ۰۸ ۱۳۸۸ ۱۹:۳۲
منظور سه میلیون دانش‌آموز بسیجی هست که شست و شو مغزی دادنشون و چپ و از راست تشخیص نمی دن و احتمالا از سر تا پا مسلح هستند و ۱۳ آبان روز تمرین با اسلحه گرم هست و وظیفه شرعیشونه با مردمی که فقط از حق گرفته شدشون دفاع می کنند به عنوان دشمن فرضی و عاملان بیگانه برخورد کنند و مسابقه بدند تا ببینن کی بیشتر می کشه بعد برن جایزشون رو از رهبر عزیزشون بگیرند.واقعا تاسف اوره.....

Monday, October 26, 2009

طبق اصل ٢٧ قانون اساسی هیچکس حق جلو گیری از راهپیمایی را ندارد


اصل ۲۲
حیثیت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردی که قانون تجویز کند.
اصل ۲۳ - منع تفتیش عقاید
تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ‌کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‏ای مورد تعرض و موُاخذه قرار دارد.
اصل ۲۴
نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آن که مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد. تفصیل آن را قانون معین می‌کند.
اصل ۲۵
بازرسی و نرساندن نامه‏ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.
اصل ۲۶
احزاب، جمعیت‏ها، انجمن‏های سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته‌شده آزادند، مشروط به این که اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ‌کس را نمی‌توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت.
اصل ۲۷
تشکیل اجتماعات و راه‏پیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.‏‏

Sunday, October 25, 2009

بسیجی یه گاز به این بزن


تقدیم به بسیجی که گفته بود شکم موسوی را پاره میکنم یه گاز به این بزن

Friday, October 23, 2009

داستان لنگه کفش



داستان لنگه کفش و تفاوت ان ,اما این لنگه کفشی که به صفار پرتاب شد با لنگ کفشی که کروبی بر خورد کرد دو تفاوت بسیار مهم و بزرگ دارد اول اینکه لنگه کفش صفار از پای یک دانشجوی سبز با سواد و با شعور در امده بود و بر سریک دیکتاتور و کودتاچی فرودامدولی کفش کروبی از پای یک بسیجی مزدور بی پدرمادر بی سواد در امده بود که به طرف ازادیخواهان پرتاب شد. کفش دردست صفارمعمولا بر سر کودتاچیان و دیکتاتوران میخورد ولی کفشی که به طرف کروبی پرتاب شد همییشه ازادیخواهان را نشانه میگیرد.پس نتیجه میگیریم که بسیج خراست و مزدور وصفار گاو است و بی زور

new york timesکروبی یک اخوند تنها و با صدای بلند




یک اخوند تنها و با صدای بلند از حق مرم دفاع میکند نیو یورک تایمز نوشت کروبی بعد از اینکه پی برد در انتخابات تقلب شده صدای اعتراض خود را بلند کرد و پیشا پیش مردم در صف مقدم خواستار باطل شدن انتخابات و بازگردانیدن رای مرم شد ولی درمقابل روزنامه او را بستندو طرفدارانان او را به زندان انداختند که تا به امروز همچنان در زندان هستند خود اورا نیزهر روز در زیر نظر دارند و بارها او راتهدید به دستگیری و حتی مرگ کرده اند ولی او به همراه میر حسین موسوی همچنان در میدان است و در اخرین سخنان خود گفته بیایید جلومن اماده هستم..................


http://www.nytimes.com/2009/10/23/world/middleeast/23karroubi.html?_r=1&hp

By MICHAEL SLACKMAN
Published: October 22, 2009
RIYADH, Saudi Arabia — A short midlevel cleric, with a neat white beard and a clergyman’s calm bearing, Mehdi Karroubi has watched from his home in Tehran in recent months as his aides have been arrested, his offices raided, his newspaper shut down. He himself has been threatened with arrest and, indirectly, the death penalty.

Olivier Laban-Mattei/Agence France-Presse — Getty Images
Mehdi Karroubi, an opposition candidate, in Tehran at a June protest of the disputed election.
His response: bring it on.
Once a second-tier opposition figure operating in the shadow of Mir Hussein Moussavi, his fellow challenger in Iran’s discredited presidential election in June, Mr. Karroubi has emerged in recent months as the last and most defiant opponent of the country’s leadership.
The authorities have dismissed as fabrications his accusations of official corruption, voting fraud and the torture and rape of detained protesters. A former confidant of Ayatollah Ruhollah Khomeini and a longtime conservative politician, he has lately been accused by the government of fomenting unrest and aiding Iran’s foreign enemies.
Four months after mass protests erupted in response to the dubious victory claims of President Mahmoud Ahmadinejad, the opposition’s efforts have largely stalled in the face of unrelenting government pressure, arrests, long detentions, harsh sentences, censorship and a strategic refusal to compromise.
But for all its success at preserving authority, the government has been unable to silence or intimidate Mr. Karroubi, its most tenacious and, in many ways, most problematic critic. While other opposition figures, including Mr. Moussavi and two former presidents, Mohammad Khatami and Ali Akbar Hashemi Rafsanjani, are seldom heard now, Mr. Karroubi has been unsparing and highly vocal in his criticism of the government, which he feels has lost all legitimacy.
Last week, a special court for the clergy began to consider whether Mr. Karroubi, 72, should face charges. His response, in a speech to a student group that was reported on a reformist Web site, was withering.
“I am not only unworried about this court,” he wrote. “I wholeheartedly welcome it since I will use it to express my concerns regarding the national and religious beliefs of the Iranian people and the ideas of Imam Khomeini, and clearly reveal those who are opposed to these concerns.”
Despite such provocations, Iran’s conservative leadership has so far not arrested him, apparently fearful of making a powerful symbol of a man so closely associated with the founding of the Islamic republic.
“His potential arrest is an acid test of the internal meltdown of the upper echelon of the regime and the final breakdown in its legitimacy facade,” said Hamid Dabashi, a professor of Iranian studies at Columbia University. “We had heard that revolutions eat their own children, but his seems to be a case of revolutionary parricide.”
Mr. Karroubi works from a villa on a quiet street in Tehran that ends at a rundown palace once occupied by Shah Mohammed Reza Pahlavi. It is one of the many symbols of his standing among the revolutionary elite. He was jailed nine times by the shah and spent years in prison, where he grew close to inmates of widely different political persuasions: nationalist, socialist, Islamist, said Rasool Nafisi, an Iran expert based in Virginia.
“These forced companionships, Karroubi wrote in his autobiography, made him aware of the pain of the others, and relieved him from sectarian behavior,” Mr. Nafisi said.
After the overthrow of the shah, Ayatollah Khomeini put Mr. Karroubi in charge of the Imam Khomeini Relief Committee and the Martyrs Foundation, two of the nation’s most important and wealthiest institutions. He also served twice as speaker of Parliament, where he earned a reputation as a conciliator; served on the powerful Expediency Council; and was appointed adviser to the subsequent supreme leader, Ayatollah Ali Khamenei.
So it was hard for the leadership to brand him an enemy of the state when he posted on his Web site last month an impassioned, unyielding and damning letter to the nation, written in response to the judicial finding that his allegations of the rape of imprisoned protesters were unfounded.
“The ugliness has reached the point that instead of the perpetrators and propagators and people behind this oppression, it is Mehdi Karroubi whom they want to put on trial,” he wrote. “I take refuge with you, oh God, from these catastrophes which some are causing and are not only a disgrace to the Islamic republic, but a disgrace to Iran.”
Mr. Karroubi’s disenchantment with the revolution he helped create began not with the elections in June, but with the balloting that brought Mr. Ahmadinejad to office four years ago. Mr. Karroubi was a candidate then, too, and late into the night after the polls closed, he was running second, behind Mr. Rafsanjani.
A few days later, he talked about election night during an interview in his villa, still angry and surprised at what had happened. He said he had gone to sleep and when he woke, he was in third place, behind Mr. Ahmadinejad and out of the race.
Mr. Ahmadinejad won a runoff, and Mr. Karroubi wrote an open letter of protest to the supreme leader charging vote fraud. There was no investigation, however, and Ayatollah Khamenei chastised Mr. Karroubi. He dropped his protest, but quit the Expediency Council and started his own political organization, the National Trust Party.
Of course, much the same thing happened again in June, when Mr. Ahmadinejad supposedly won with 63 percent of the votes cast — including 71 percent of the votes cast in Mr. Karroubi’s home province, Lorestan.
If Mr. Karroubi had restricted his complaints to the vote tally, he might have been ignored. But he has gone far beyond that with his accusations that state security officers raped, sodomized and tortured men and women who were arrested for taking part in the protests. The allegations have unnerved the leadership, threatening its legitimacy and religious standing far more than images of the police beating protesters in the streets.
After the government dismissed those allegations last month, Mr. Karroubi was summoned to appear before a three-judge panel investigating his actions. He welcomed the invitation. “It will be a good opportunity for me to talk again about crimes that would make the shah look good,” he said, according to the Green Freedom Wave Web site.
As calls for his arrest grow louder, he remains defiant.
“If only I were not alive and had not seen the day that in the Islamic republic, a citizen would come to me and complain that every variety of appalling and unnatural act would be done in unknown buildings and by less-known people: stripping people and making them face each other and subjecting them to vile insults and urinating in their faces,” he wrote in his letter to the nation. “I said to myself, ‘Where indeed have we arrived 30 years after the revolution?’ ”

Thursday, October 22, 2009

خدای عزیزم


خدای عزیزم،
اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست چون دلی زیبا داره
درجه یکه چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای
قدرتمند و قوی و استواره چون تو پشت و پناهش هستی و من خیلی دوستش دارم.
خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.
خواهش میکنم بهش درجات عالی دنیائی و اخروی عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته آنگونه که به خیر و صلاحش هست برسه
خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه. خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود. دوستت دارم دوست عزیزم ! از هم اکنون، زمان داره برات شمرده میشه
در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی خواهی شنید ...نه چون این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه نه صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی :
خدایا توکل به تو اما، حالا تو این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست، ... همینطور برای من
شروع کن
وقتی میگم این متن رو برای 9 نفر که دوستشون داری بفرست همینطور برای من! ... یه جورائی خوشحال میشم که ازت نامه داشته باشم، چون میتونم امیدوار باشم که منم جزو اون کسانی هستم که تو دوستشون داری و طرفدار جنبش ازادیبخش سبز هستی

Wednesday, October 21, 2009

١٣ ابان رویارویی دیکتاتور با جنبش سبز


رژیمی که مردم او را نمیخواهد به زور مانده و باکمال پررویی در محافل جهانی از طرف مردم ایران سخن میگوید. عجب پر رو و بی ناموس هستند این کودوتاچیان و رهبر چلاق شیره ای که با بی شرمی در مصدر حکومت جا خشک کرده و کنگر خورده لنگر انداخته .اخه مردم به چه زبانی بگن که شما را نمیخواهند.در روز قدس دیدیدکه چقدر طرفدار دارید خجالت بکشید اگه من بودم عرق شرم در پیشانیم مینشست و دیگر هیچوقت در جمع نمی امدم ولی شما پر روها هر روز سعی میکنید سخنرانی کنیدو مردم ما در دانشگاهها و دیگر اماکن بر دهن شمامیزنندو کنفتتان میکنند .یک خبر بد برایتان دارم و ان اینکه شما در ١٣ ابان خواهید دید که چاره ای به جز تسلیم شدن ندارید و با چهار پنج نفر طرفدار نمیتوانید به ٧٠ میلیون زور بگویید . فکر نکنید که مردم ایران اینبار گول شما را خواهند خورد واقعا به عکسهای طرفدارن خود نگاه کنید و بینیدکه چند جوان روشنفکر پای صحبت شما هستند اگر هم چند جوانی میبینید یا بسیجی هستندو یا سرباز وظیفه شما فکر میکنید باتحصیلات گلابی دانشگاهی و قمی چه چیزی برای گفتن به نسل امروز را دارید.نه کامپیوتر بلد هستیدنه قلم بدستید پس با عرض معذرت شر و ورهای شما دیگر خریدار ندارد و بهتر است تا دیر نشده چمدانها را ببندید و بایک بلیط یکطرفه به سوریه بروید. همانجا که فک و فامیلهای صدام رفتند.راستی این رهبر انقدر پر رو تشریف داردکه با عزرائیل هم چانه میزند اگر ادم حسابی بود هفته پیش وقتی عزرائیل امد سراقش باید با او به جهنم تشریف میبرد پیش دوستان قدیمش مانند خلخالی و ..........خلاصه کلام شما رفتنی هستید, دیدارمان١٣ ابان

١٣ابان روز اشتی مردم سبز ایران با جهان



١٣ ابان روز اشتی جهانی مردم سبز ایران

با حظورمیلیونی خود در راهپیمایی بزرگ ١٣ ابان ,بار دیگر جهانیان انگشت به دهن بمانند.ریشه این درخت سبز انقدر پر قدرت است که علفهای هرزدر برابرش هیچ است .چه در داخل ایران و چه در خارج این جنبش از قدرت خارق العاده ای بر خورداراست و در تمام جهان این جنبش ازادیبخش سبز را میشناسند و سر تعظیم در برابر ان فرود میاورند.ما نه تنها ان مردم ٣٠ سال پیش نیستیم بلکه در دوام صلح و ازادی تلاش مکنیم و تا نفس اخر درمقابل این رهبر دیکتاتور و مزدورانش می ایستیم. به نظر میرسد تنها دشمن خارجی ما مردم ایران در حال حا ضر چین و شوروی است که با این رژیم خونخوار همکاری میکند و خواسته های ما مردم ایران رانادیده میگیرد.رژیمهای دیکتاتوری شوروی و چین ترس از ان دارندکه مردم ایران به ازادی و استقلال دست یابند و پس ازان نتوانند ایران را بچاپند .ما جنبش ازادیخش سبز ایران به چین و مخصوصا شوروی اخطار میکنیم که سنگ لای چرخ جنبش سبز نگذارد درغیر این صورت در دنیا با مردم ایران طرف هستید یادتان نرود که بیش ٥ میلیون ایرانی در سراسر دنیا هستد که اگر بخواهند منافع شما را به خطر میاندازند پس بروید دنبال همان سیستم کمونیستی ورشکسته و پوسیده خود, ما مردم ایران را به حال خود بگذارید ما پیروزیم چون بیشماریم و سقوط دیکتاتور نزدیک است

رزمنده اي كه سرش قطع شد ولي خط مقدم را ترك نكرد



رزمنده اي كه سرش قطع شد ولي خط مقدم را ترك نكرد
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8807280991

خبرگزاري فارس:رزمنده اي كه سرش قطع شد ولي خط مقدم را ترك نكرد.:
يكي از بچه‌ها دستش قطع شده بود؛ اما از سنگر تكان نخورد. اين كه چيزي نيست؛ رزمنده اي را سراغ دارم كه سرش قطع شد ولي خط مقدم را ترك نكرد... حال من براي يك تركش كوچولو بروم تهران؟ مادرم مرا از خانه بيرون مي‌كند.
واقعا این خبرنگاران و نویسندگان روزنامه های دولتی و وابسته به رهبر چقدر بی سوادو ناشی هستند که با چنین مطالبی ابروی هر چی شهیده بردن اخه کسی نیست به این مردیکه الاغ نویسنده بگه که سر که از تن جدا شد دیگر جایی برای رفتن ندارد دست و پا نسیت که اگر جدا شد بتوانی بمانی چون بلاخره ادم میتواند حتی با یک دست بجنگدولی قطع شدن سر یعنی مرگ و کسی که مرده مگر میتواند تصمیم ماندن یا رفتن بگیرد.اخه چرا شما بی سوادان و اطلاعاتیهای اوزگل و افرادی مانند شریعتمداری کیهان ابروی خبر نگار و روزنامه را با این مطالب جلف میبرید. ماکه میدانیم کشوردر دست چنین افرادگنگی اداره میشودو قول میدهم که شما بی سوادان و ان رهبر مریض و شیره ای را به زودی به زباله دان تارخ میاندازیم