Friday, February 19, 2010

قوانین بین المللی در رابطه با مبارزات مردمی


دنیا به این نتیجه رسیده که باید این رژیم را زداگر قرار است ما دوباره بیاییم خیابان و به دست عده ای بسیجی مزدور و سپاهی بی سواد تریاکی کتک بخوریم و هیچ چیزی نگوییم بهتر است در خانه بمانیم و به تجمعات دولتی نیرو اضافه نکنیم.اگر زدند باید بزنیم اگر سعی در دستگیری داشتند باید به انها حمله کنیم و انها را خلع سلاح کنیم چرا باید از انها که اندک هستند بترسیم مرگ یکبار و شیون یکبار.گول براندازی نرم را نخورید و نگذارید با این شعار ما را ٣٠ سال دیگر سر کار بگذارند.مگر میشود با کسی که نه شعور سیاسی دارد و نه سواد کافی مبارزه نرم کرد.باید با مشت گره کرده بر دهان رهبر و مزدوران بیسوادش زد بایددر سراسر دنیا وابستگان انان را شناسایی کرد و همان رفتارراکه انان با ما میکنند با انان کرد .من شخصا به عنوان یک طرفدار جبش سبز به این نتیجه رسیده ام که باید این رژیم را زد فکر کنم که کشورهای جهان هم به این نتیجه رسیده اند که تنها راه نجات مردم ایران زدن این رژیم خونخوار است.یادتان باشد که قوانین بین الملی به روشنی یاد اور میشود که هیچ دولتی حق سرکوب ملت خود را ندارد ولی مردم برای احقاق حقوق خود میتوانند حتی دست به اسلحه برده تا حق خود را از رژیم دیکتاتور بگیرند

“The right
of a people
to revolt
against
tyranny is
now a
recognized
principle of
international
law.”

All peoples have the right of self-determination. They are free to politically
determine the force of this right and to freely struggle for economic, social, and
cultural development.
All armed actions and measures of repression, of any type whatsoever,
against dependent peoples are to be halted in order to make it possible for them to
peacefully and freely enjoy their right to full independence. The integrity of their
national territory will be respected.

Thursday, February 11, 2010

رژه پادگانی طرفداران جمهوری اسلامی در ٢٢ بهمن



امروز با دیدن مزدوران جمهوری اسلامی در میدان ازادی نه تنها به جنبش سبز امیدوار شدم بلکه فهمیدم که جمع انها از حتی از همه سبزهای کرج و شهریار کمتر بود .این رژیم پوچ و تو خالی با اوردن بسیجیان و اطلاعاتیها و فک و فامیلشان به خیابانها نمایش مسخره و تو خالی را به نمایش گذاشت.

بگذریم از اینکه جنبش سبز با حظور خود در میدان ازادی به این تجمع کمک کرددکه بدون هدف بود.از ٧٠ میلیون ایرانی باید بیش از این انتظار داشت.عده ای اطلاعاتی نادان زن و بچه های خود را علارغم خواست انها به خیابان کشاند در صورتی که طرفداران جنبش سبز با دل و جان در راهپیماییها شرکت میکنند.البته باید از این نمایش کودتاچیان درس بگیریم تا در حرکتهای اینده اینگونه در دام انها نیافتیم..دوستان و خواهران و برادران ازاده جنبش ما تا نفس در جان دارد ایستاده و میجنگیم پس بیایید دست در دست هم با مشتی گره کرده دراینده نزدیک بر دهان این رژیم و رهبرش بزنیم.نرود میخ اهنین بر سنگ

Saturday, February 6, 2010

چشم جهانیان به ٢٢ بهمن دوخته است



سران جهان پس از ٣٠ سال مدارا با رژیم ج ا چشم امیدش برای بازگشت دموکراسی و ازادی به مردم ایران است مخصوصا روز ٢٢ بهمن . نگذاریم تا دولت زور و شکنجه از این راهپیمایی بهره برداری کند حتما نشان سبز با خود همراه داشته باشیم و شعار ها در محور جنبش باشد.روز موعود و سرنوشت ساز نزدیک است یادتان باشد که شوروی و چین کاسه لیسان این رژیم هستند و راضی به سرنگونی ان نیستند پس بیاید در ٢٢ بهمن کار را یکسره کنیم و این کودتاچیان را به زباله دان تاریخ بیانازیم.

Wednesday, February 3, 2010

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات:در ۲۲ بهمن با نماد سبز مي آييم


در ۲۲ بهمن با نماد سبز مي آييم تا اعلام نماييم وا اسفا از تنگ نظري و كوته بيني كوچكاني كه بر صدر نشسته اند و هر معترض و منتقدي را عامل بيگانه و فريب خورده و برانداز مي دانـند و هـر انتـقادي را تـخريب، كـه ظرفيـت انقـلاب اسـلامي و پويايي آن در گرو تضارب انديشه و افكار است و نابودي كشور، سرنوشت محتوم سيستم هاي تك صدايي. مي آييم تا فرياد زنيم زندانيان سياسي كه اكثراً فجرآفرينان بهمن ۵۷ بودند را آزاد كنيد و به جاي زندان و برخورد و خشونت با ملت، به اصول و آرمان ها برگرديد، به اجراي قانون همت گماريد و به جاي توهم توطئه به تحليل عملكرد خود و نهادهاي همسو همت گماريد، كه آيينه چون نقش تو بنمود راست، خودشكن آيينه شكستن خطاست. مي آييم تا همه با هم فرياد كنيم كه انگ بي ديني و تهمت بيگانه خواهي و دروغ انقلاب مخملي وصله هاي ناچسبند براي جنبش سبز كه صد البته از خصايص ذاتي حاكميت هاي قانون گريز و فرافكن و هنجارشكن و عوام فريب است كه با روش هاي نخ نما شده چون كارناوال عاشورا و پاره كردن عكس و ...، ملت را متهم به اخلالگري و اغتشاش كند.
شوای هماهنگی جبهه اصلاحات متشکل از گروهها و احزاب اصلاح طلب است که اسامی امضا کنندگان این بیاینه به این شرح است حزب مشاركت ايران اسلامي

. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران. مجمع نمايندگان ادوار مجلس. انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها. مجمع دانش آموختگان ايران اسلامي. حزب اسلامي كار. مجمع نيروهاي خط امام. حزب اراده ملت ايران. حزب جوانان ايران اسلامي. حزب مردم سالاري. انجمن اسلامي معلمان ايران. انجمن اسلامي مهندسان ايران. حزب كارگزاران ايران اسلامي. انجمن روزنامه نگاران زن ايران. مجمع فرهنگيان ايران اسلامي. حزب همبستگي. مجمع مدرسين و محققين حوزة علمية قم.

٢٢بهمن- بهمن عظيمى بر سر رهبر


ميرويم تا بار ديگر خيابانهاي ايران را با حظور ميليوني خود سبز كنيم و به اين رهبر نادان نشان دهيم كه وقت رفتن فرا رسيده بهتر است ريش و سبيل كثيفش را بتراشد و با لباس زنانه گورش گم كند٠اين مرديكه حمال نه سواد دارد نه شعور و مانند كبك سر در برف كرده دوروبرش را نميبيند ولي مردم سبز و اگاه ايران اينبار گول اين شيطان بزرگ را نخواهند خورد ٣٠ سال شكجه٣٠ سال زندان ٣٠ سال كشتار ٣٠ سال غارت ٣٠ سال تجاوز ٣٠ سال خرافات ولي در ٢٢ بهمن ٣١ سالگي اين رژيم خونخوار را به پايان ميرسانيم و انرا در ززباله دان تاريخ مياندازيم پس ايرانيان با غيرت بياييد دست در دست هم با مشتي گره كرده بر دهان رهبر و مزدورانش بكوبيم٠ ما پيروزيم چون بيشماريم٠

Tuesday, January 19, 2010

٢٢ بهمن: بهمن سنگین و عظیمی بر سر رهبر


میرویم تا بار دیگر برگ سبزی به دفتر تاریخ اضافه کنیم و نمیگذاریم که این انقلاب فرزندان خود را بخورد بلکه با حظور خود در راهپیمایی میلیونی لقمه را در گلویشان خفه خواهیم کرد

انقلاب فرزندان خود را میخورد:هگل


همچنان كه دانشمندان علوم انسانی بر سر چرايی بروز انقلابها با يكديگر اختلاف نظر دارند، آنان بر سر راه تحليل نمونه وار حركت انقلابها خود را با دشواری‌های بسياری روبرو می‌بينند. اگرچه چندين عامل هم شكل و هم خانواده در روند حركت انقلابها بچشم می‌خورند، اما يك نمونه يگانه برای روندهايی كه بگونه‌ای روشن با يكديگر تفاوت داشته باشند، وجود ندارد. بسياری از نظريه پردازان با توجه به برداشت منفی شان نسبت به انقلاب، اين مقوله و گوناگونی روند حركت آن و مراحل و سمتگيری انقلابها، مقوله انقلاب را با توجه به ضرورت تاريخی آن در يك طرح از پيش آماده شده جای داده‌اند تا بدينوسيله پوچی سرنگونی‌های انقلابی را يادآوری كنند. هگل از نخستين كسانی است كه به پرسمان انقلاب توجه كرده است. او با يادآوری تجربه انقلاب فرانسه، ميان پيشبرد اصل آزادی در مراحل آغازين اين انقلاب و "حاكميت وحشت" كه در آن انقلاب فرزندان خود را می‌خورد، و سپس برآمد ديكتاتوری در فرانسه توسط ناپليون تفاوت می‌گذارد. اين روند را هگل "چرخه ضرورت" می‌نامد كه با آزادی مطلق آغاز گشته و به نفی مطلق ازادی می‌رسد، سپس به وحشت مرگ می‌انجامد و دست آخر پس از آنهمه شورش و آشوب و بلوا و جنجال به نقطه اغازين خود بازمي‌گردد. دستاوردهای انقلاب پرسش دستاوردهای انقلاب با ارزشگذاری آنها رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. آنچه برای هواداران انقلاب از بين بردن بهنگام ناحقی، تنگدستی، استثمار و وابستگی ديرپا در جامعه بنظر می‌آيد، از سوی مخالفين انقلاب بعنوان خشونت بيمعنی، ويرانی و بی قانونی در دستگاه دولتی، حاكميت ترور آدمكشان و عوام و بی مسيوليتی در ايجاد هرج و مرج اقتصادی شناخته می‌شود. نزد مشاهده گران و دانشمندانی كه در باره انقلاب پژوهش كرده اند، يك اتفاق نظر اساسی وجود دارد كه پس از تمامی انقلابهای پيروزمند در تاريخ، از سوی قدرتمداران جديد، نخست دگرگونی‌های راديكالی در همه سطوح و ساختارهای جامعه انجام می‌گيرد. در اينجا يكی از اهداف اينست كه بنيان‌های قانونی، فرهنگی و اخلاقی نظم سياسی و اقتصادی و اجتماعی پيشين را ويران كند و يا با معيارهای سختگيرانه‌ای آن را اجازه دهد؛ و اين تا زمانی خواهد بود كه بنيان‌های پيشين با تصورات كنونی هماهنگ گردند و يا رژيم پس از انقلاب بتواند از آنها بسود خود بهره برداری كند. آنچنان كه جان دان می‌گويد: "تفاوت دوران پيش و دوران پس از انقلاب تفاوت دو دنيای متفاوت نيست. دولتهای پس از انقلاب نيز در بيشتر موارد خشونت آميز، سنگدل، فاسد و جبار و ناتوان هستند. با وجود اين تفاوت تا اندازه زيادی واقعی و فوق العاده مهم است. انقلابيون از خود و جامعه انقلابی خود تصويری از قدرت، كنترل، اطمينان و عقلانيت هدفمند می‌سازند كه در جهانی مملو از ناتوانی، ناروشنی و بی مفهومی و پوچی و بيهودگی ناب برپا ايستاده‌اند و تهديدات بسياری را تاب می‌آورند
آنچنان كه جان دان می‌گويد
"تفاوت دوران پيش و دوران پس از انقلاب تفاوت دو دنيای متفاوت نيست. دولتهای پس از انقلاب نيز در بيشتر موارد خشونت آميز، سنگدل، فاسد و جبار و ناتوان هستند. با وجود اين تفاوت تا اندازه زيادی واقعی و فوق العاده مهم است. انقلابيون از خود و جامعه انقلابی خود تصويری از قدرت، كنترل، اطمينان و عقلانيت هدفمند می‌سازند كه در جهانی مملو از ناتوانی، ناروشنی و بی مفهومی و پوچی و بيهودگی ناب برپا ايستاده‌اند و تهديدات بسياری را تاب می‌آورند
رهبران و پيروان در انقلاب انقلابها در درجه نخست كشمكش ميان اقليت‌ها عستند. يك دسته كوچك از نخبگان انقلابی بدين ترتيب روبروی يك دسته كوچك از نخبگان فرمانروا در رژيم حاكم قرار می‌گيرد. هر دو اين گروهها بر سر گردآوری هواداران بيشتر در ميان توده‌های ملت با يكديگر می‌جنگند. تلاشهای بيهوده بسياری كه درزمان پيش از انقلاب از سوی انقلابيون برای ايجاد انقلاب بكار می‌رفت، از اينرو با شكست روبرو می‌شد كه آنان نتوانسته بودند توده‌های مردم را بر ضرورت و سودمندی انقلاب قانع كنند.بنابراين پرسشی كه در اينجا مطرح می‌شود، اينست كه چه كيفيت‌هايی رهبران انقلابهای پيروزمند دارند كه انقلاب را به پيروزی می‌رسانند؟ رهبران انقلابها از چه خواستگاه اجتماعی و طبقاتی برمی خيزند و آنان چگونه موفق می‌شوند نيرويی گسترده از پيروان را بدنبال خويش گرد بياورند؟رهبران انقلابها در درجه نخست انديشه‌ها و ايده‌های اصيل و نوينی را ارايه نمی‌دهند، بلكه آنان بيشتر پيچيدگی موجود اجتماعی را ساده می‌كنند و به يك يا چند عامل كاهش می‌دهند و دشواری‌های در جريان و تصورات ناكجاآبادی را در يك شكل قاطعانه و افراطی خلاصه می‌كنند و بوسيله ترغيب و تشويق قانع كردن برای خود پيروانی گرد می‌آورند. تلاش برای انقلاب در آنزمان از پيش محكوم به شكست است كه مناسبات اجتماعی و سياسی موجود تثبيت شده هستند. اما اگر پيش شرط‌ها و پيش زمينه‌ها تا اندازه‌ای برای انقلاب مناسب باشند، در اينجا رهبران انقلابی با كيفيت‌های ويژه خويش می‌توانند نقش پر اهميتی در تعيين اندازه و وزن نيروهای اجتماعی بازی كنند
ولگردان، لات‌ها، آدم‌های بی سروپا و عوام را می‌توان بگونه‌ای تحريك كرد كه جنگهای خيابانی راه بيندازند و در خانه قدرتمندان آتش افروزند و عمليات انقلابی را بعهده بگيرند، اما اينكه آنان انقلاب را هدايت كنند و يا حتی آن را بوجود بياورند، امری است كه حتی در انقلابهای پرولتری نيز ناممكن است. رهبران انقلابها _ حتی در انقلابهای كارگری _ از نظر خواستگاه اجتماعی بيشتر به اقشار حاكم نزديك هستند تا به عامه مردم. در اينجا اين پرسش مطرح می‌شود كه چه انگيزه‌هايی در درون افرادی از طبقات و اقشار بالا عمل می‌كند تا آنانرا به رهبران انقلاب تبديل كند و چگونه آنان نزد توده مردم محبوبيت و مقبوليت بدست می‌آورند؟ پاسخ اينست كه رهبران انقلابی نتيجه چندين عامل متفاوت هستند

عوامل سياسی، اقتصادی، اجتماعی و شخصی. روانشناسان اجتماعی چندين عامل را برای توضيح شخصيت رهبران انقلابها و انگيزه‌های آنان بكار می‌گيرند: دلسردی‌های و ناكامی‌های شخصی و اجتماعی، جوانی دردناك و عقده‌های شخصی فروخورده، برخاستن از يك محيط محدود خانوادگی، شورش عليه انديشه‌های اقتدارگرايانه، وابستگی به اقليت‌های قومی و مذهبی و تقليد از ديگران. اما اگر ما بخواهيم رهبران انقلابی را بعنوان افرادی از نظر روانی بی ثبات و غير عادی و حتی معلول شرايط موجود كه عمليات سرنگونی را بعنوان جبران كمبودها و عقده‌های شخصيتی خود انجام می‌دهند بدانيم، مساله را بيش از حد ساده كرده ايم. تكامل يك شخص به يك رهبر انقلاب دستكم بر دو عامل استوار است
نخست بر انتقاد و چالش بعنوان بنيان عملكرد روشنفكری واقعی كه بر وام گرفتن عناصری از ملتهای ديگر و جنبش‌های اجتماعی ديگری گره می‌خورد و همچنين بر انگيزه‌ای در يافتن بديل‌ها و گزينه‌ها برای شرايط موجود و انگيزه‌ای برای تحقق بخشيدن به آن بهمراه همراهان خود. دومين عنصر را می‌توان در "دلسردي" خلاصه كرد كه نيروی اجرای كارها در شرايط عادی و روزمره را ناممكن می‌سازد و بدين ترتيب در اين شخصيت‌ها يك نياز قوی و شديد احساس می‌شود كه از سوی ديگران و جامعه برسميت شناخته شوند. وضعيت‌های دگرگون شونده اجتماعی اين عناصر را تشديد می‌كنند و به رهبران انقلابی فرصت‌هايی را می‌دهند كه استعدادهای خويش را شكوفا كنند و اين البته در شرايط عادی و با ثبات اجتماعی غيرممكن است
پس از شكست فاشيسم و در نتيجه اشغال اروپای شرقی توسط شوروی و بويژه با پيروزی مائو در انقلاب چين در سال 1949 عناصر تازه‌ای در راهبرد و تاكتيك جنبش‌های انقلابی پيدا شدند. مائو نه تنها بسيار زود نيروی پكشی (انفجاري) ايجاد ارتباط ميان ناسيوناليسم و كمونيسم را تشخيص داد و از آن بسود خود بهره برداری كرد، بلكه او با برنامه تربيتی دستگاهمند خويش و اصلاحات ارضی گسترده و پيوند ميان ارتش و روستانشينان بنياد پيروزی خود را پی ريزی كرد و بوسيله تاكتيك جنگ چريكی و پارتيزانی توانست بر يك دشمن نيرومندتر پيروز گردد. پيروزی انقلاب چين با تكيه بر نيروی خودی و تداوم آن در نظريه و عمل "انقلاب مداوم" دگرگونی‌های راديكالی در چين بعنوان يك كشور كهنسال با ساختارهای قديمی و از نظر صنعتی و فنی عقب مانده و مورد استعمار واقع شده و در درون خود چند پاره و با جمعيت بسيار زياد بوجود آورد
انقلاب چين در سالهای پس از خود برای بسياری از ملتهای جهان بعنوان نمونه و الگويی در مبارزه برای استقلال در آمد و الگوی چينی سازماندهی اجتماعی و نوسازی از سوی بسياری از ملتهای جهان سوم مورد تایید و تقليد قرار گرفت. با آغاز روند استعمارزدايی كه در سالهای دهه پنجاه سده بيستم صورت گرفت، كشمكش‌هايی ميان جنبش‌های آزاديبخش ملی و انقلابی از يكسو و نيروهايی كه خواستار حفظ وضع موجود بودند در گرفت. اين كشمكش‌ها كه بميزان زيادی با خشونت گسترده صورت می‌گرفتند و سرچشمه‌های انديشگی و مادی فراوانی را بخود اختصاص می‌دادند، بويژه پس از مداخله آمريكا در ويتنام جنبش‌های اعتراضی جهانی جوانان را بدنبال داشت. اين جنبش‌ها كه سراسر دهه‌های شصت و هفتاد سده بيستم به درازا كشيد با "انقلاب از راست" ريگان در آمريكا و تاچر در انگلستان در آغاز دهه هشتاد به ضد خود تبديل گشتند. سراسر دهه هشتاد سده بيستم در كشورهای پيشرفته صنعتی دهه محافظه كاران نو بود. ريگان بجای اينكه بگذارد غرب و آمريكا مورد چالش جنبش‌های گوناگون قرار بگيرد، نوك تيز حمله و انتقاد را بسوی شوروی نشانه گرفت و با به چالش طلبيدن شوروی در همه مناطق نفوذ اين ابرقدرت مقدمات بازبينی و بازنگری مسئولان شوروی را فراهم آورد. با بقدرت رسيدن گورباچوف در شوروی و برنامه پرسترويكا و گلاسنوست، كشورهای اروپای شرقی توانستند راحت‌تر از زير يوغ شوروی رهايی يابند و با "انقلابهای آرام" 1989 در اروپای شرقی ورق كاملا برگشت و سرمايه داری و دمكراسی غربی بعنوان يگانه الگوی اقتصادی و سياسی و اجتماعی و فرهنگی پيروز گشت. از دهه نود سده بيستم بدينسو ما در "دوران بازگشت" بسر می‌بريم و هنوز طرح تازه‌ای برای جنبش‌های اجتماعی ارائه نشده است

Sunday, January 17, 2010

ایا نواب صفوی خدمت کرد یا خیانت


طبق نقل قول از سوی همسر نواب صفوی او نه تنها یک تروریست بود بلکه اصلا به فکر ایران و مردم ان نبوده بلکه بلعکس هدفش سرنگونی سیستم کهنسال پادشاهی بوده و بازگردندن ایران به اعراب خود بخوانید و قضاوت کنید تا ببینید که چگونه تازیها امروز در ایران حکومت میکنند
نيره اعظم نواب احتشام رضوي در گفت‌وگو با ايلنا
نواب صفوي مي‌خواست همه‌جا تحت سلطه اسلام باشد
ما بايد ببينيم كه در مقابل دشمن چه وظيفه‌اي داريم تا اگر امام زمان آمد جواب او را داشته باشيم ولي نمي‌توانيم يقه كسي را بگيريم و بگوييم ضدانقلاب هستي، زيرا به قول نواب بعضي‌ها وظيفه خود را به گردن ديگران مي‌اندازند.
ايلنا:همسر شهيد نواب صفوي با تاكيد بر شجاعت همسرش ،وي را عامل اصلي ملي شدن صنعت نفت مي‌داند. نيره اعظم نواب احتشام رضوي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا، به مناسبت سالگرد شهادت شهيد نواب صفوي با اشاره به حركت اين شهيد در اعدام انقلابي احمد كسروي اظهار داشت: نواب در سن 19 و 20 سالگي كه در نجف درس مي‌خواند با كسروي كه آييني به نام پاك ديني ابداع كرده و به تمسخر ائمه مي‌پرداخت و به فتواي علما مفسد في‌الارض بود، آشنا شد و خشم زيادي وي را گرفت، لذا به علماي بزرگي چون علامه اميني مراجعه مي‌كند و در خصوص حكم اين فرد سوال مي‌كند كه آنها پاسخ مي‌دهند قتل كسروي بر هر مسلمان واجب است. وي افزود: پس از اين پاسخ، نواب سخنراني كرده و پس از آنكه يكي از مراجع به وي مبلغي پول مي‌دهد راهي ايران مي‌شود و در بدو ورود طي يك سخنراني در آبادان از سكوت مردم انتقاد مي‌كند و سپس در تهران وارد مكتب كسروي شده و وي را محكوم مي‌كند كه در پي سخنان وي 16 نفر از شاگردان كسروي طرفدار نواب شدند اما در نهايت كسروي نصيحت‌هاي او را نپذيرفت. احتشام رضوي با تاكيد بر شجاعت شهيد نواب به خاطر ايستادگي در مقابل كسروي خاطرنشان كرد: دو تن از دوستان نواب،كسروي را از بين بردند و همان افراد توسط حكومت زنداني شدند، اما پس از آنكه 5 هزار نفر طرفداران فدائيان اسلام پشت در زندان تجمع كرده و خود را شريك جرم آن دو نفر خواندند آنها آزاد شدند و نواب هم به نجف برگشت. همسر شهيد نواب با اشاره به نبوغ فكري همسرش گفت: وي در سن 15 سالگي به دانشگاه رفت و گستره فكرش نيز همه جهان بود؛ به طور مثال در دانشگاه مصر در جمع حدود 70 هزار نفر از جمله رئيس‌جمهور و نخست‌وزير مصر سخنراني كرد او نه‌تنها مي‌خواست كه سرزمين‌هاي اسلامي از سلطه بيگانگان بيرون آيند بلكه خواهان آن بود كه همه‌جا تحت سلطه اسلام باشد و از سويي او به قدري هوشيار بود كه با نگاه به چهره يك فرد باطن او را مي‌خواند و در نهايت اينكه از هيچ‌كس جز خدا نمي‌ترسيد. احتشام رضوي در پاسخ به اين سوال كه ارتباط نواب با علما چگونه بود و آيا در كارهايش با آنان هماهنگي داشت؟ خاطرنشان كرد: حضرات آيات صدر (پدر امام موسي صدر)، فيض و حجت عاشق نواب بودند و طبيعتا او با مراجع و علما هماهنگ بود، اما خودش هم مجتهد بود كه علامه اميني هم تصديق مي‌كند كه نواب شاگرد من بود. وي با اشاره به اينكه نواب در زمان رضاخان به دليل فعاليت‌هايش در دانشگاه مورد برخورد قرار گرفت، ادامه داد: هم‌اكنون سيدحسن نصرالله در لبنان در مقابل صهيونيسم مي‌ايستد و همه نيز از آنها حمايت مي‌كنند و چنين شخصيت‌هايي هميشه استثناء هستند. همسر نواب صفوي با اشاره به شعور اجتماعي بالاي همسرش تصريح كرد: نفت را نواب ملي كرد، نه مصدق؛ وقتي رزم‌آرا گفت ”ايراني‌ها لوله هنگ هم نمي‌توانند درست كنند مصدق نماينده مجلس بود“ اما نواب در پاسخ به اين سخن او گفت تو لايق زمامداري نيستي و كناره‌گيري كن و اگر پس از سه روز نرفتي خودمان تو را مي‌فرستيم!“ لذا خليل طهماسبي شاهرگ استعمار را قطع مي‌كند نه مصدق اما آنها ملي كردن را به اسم خودشان گذاشتند در حالي مصدق را عده‌اي بت كردند. وي ادامه داد: مصدق در حالي كه به نواب قول داده بود در دوران نخست‌وزيري اصول اسلامي را رعايت كند كارخانه مشروب‌سازي تاسيس كرد و آن را تعطيل نكرد. از سوي ديگر در زمان حكومت مصدق نواب 22 ماه زندان بود كه در همانجا نيز فعاليت اجتماعي داشت. همسر شهيد نواب صفوي در ادامه اين گفت‌وگو در پاسخ به اين سوال كه در دوره فعلي با توجه به استقرار نظام اسلامي آيا باز هم حركت‌هايي مانند حركت‌هاي شهيد نواب بايد انجام شود يا خير؟ اظهار داشت: هم‌اكنون ما رهبر داريم در حالي كه آن زمان شاه بود و بهايي‌ها همه‌كاره مملكت بودند. همچنين پس از انقلاب وقتي جنگ شروع شد، جوانان به جبهه رفتند و فرمان امام(ره) را از جان و دل پذيرفتند كه پس از ايشان رهبري مملكت در دست كسي است كه از جواني در زندان، تبعيد و شكنجه به سر برد و راه مبارزه را طي كرد. وي افزود: در همه ادوار عده‌اي مخالف وجود داشتند و حتي در زمان ائمه با وجود اينكه همگان مي‌دانستند آنها ذريه پيغمبر هستند برخي مردم از آنها سرپيچي مي‌كردند. هم‌اكنون هم ما سلطنت‌طلب، بهايي، يهودي، ضدانقلاب، مجاهد، توده‌اي و... داريم، عده‌اي هم انقلابي و عده‌اي هم بي‌طرف هستند و مردم كساني را كه با لباس نظام و روحانيت آشوب مي‌كنند و يا كساني را كه نيت خالص دارند مي‌بينند. در اين ميان افراد معتدل كساني هستند كه نيمه پر و خالي ليوان را با هم مي‌بينند و ما هم‌اكنون نبايد فقط نكات منفي را ببينيد بلكه بايد ببينيم كه اكنون خيابان‌ها آسفالت شده، سدها ساخته شده، در گندم به خودكفايي رسيده‌ايم و... همسر شهيد نواب صفوي گفت: هم‌اكنون ما در داخل كشور دشمن داريم و علي‌رغم شرايط سخت عده‌اي با نان خالي هم زندگي مي‌گذرانند، ولي در عين حال كشور و رهبري را هم دوست دارند اما مخالفين در همه‌جا رخنه كرده‌اند. وي در بخش ديگري از سخنانش گفت: ما بايد ببينيم كه در مقابل دشمن چه وظيفه‌اي داريم تا اگر امام زمان آمد جواب او را داشته باشيم ولي نمي‌توانيم يقه كسي را بگيريم و بگوييم ضدانقلاب هستي، زيرا به قول نواب بعضي‌ها وظيفه خود را انجام نمي‌دهند و مي‌خواهند ديگران آن را انجام دهد. همسر شهيد نواب صفوي در پايان با بيان اينكه در بعضي از نهادها و دستگاه‌ها هم ممكن است افراد معترض حضور داشته باشند يادآور شد: امام مي‌فرمود اگر يك طلبه دزدي كرد نگوييد يك روحاني دزدي كرده بلكه بگوييد يك دزد در لباس طلبه رفته است. پايان پيام
1388/10/26 - 11:57 کد خبر : 102054

٢٢بهمن روز قیام ملی مردم سبزایران

پس از گذشت ٣١ سال حکومت یک رژیم متجاوز مردم ایران فهمیده اند که چه کلاه گشادی بر سرشان رفته . با توطعه های ابر قدرتهای انزمان مردم ما را به دام یک رژیم خونخوار قرون وسطاعی انداختند .در ٢٢ بهمن ٣١ سال پیش مردم برای کسب ازادی و زندگی بهتر به خیابانهاامدند و بدون شناخت کامل از خمینی و جمهوری اسلامی خود را در دام شیطان انداختند
چپی ها و توده ای های دگم با چشم بسته با بوق و شیپور به استقبال ایت الله رفتند و بقیه را خود بهتر دانیدکه چه شد تا به اینجا که هستیم رسیدیم
ما جوانان انزمان شدیم میانسال و نوزادان این رژیم شدندجوانان سبزامروز,این جوانان با دست پر به میدان امده اند.اینبار دیگر نمیشود با حیله کلک انها را فریب داد, به علت گلوبال (جهانی)بودن اینترنت و تلفن دیگر نقشه های اقایان کاری نیست, جوانان امروزی ما هم از سواد بالا برخوردارهستند و هم شعور سیاسی بالادارند و نمیشود دیگر سرشان کلاه گذاشت .تفاوت بزرگ این ٢٢ بهمن با ان اینست که اینبار مردم با اگاهی میدانند که چه نمیخواهند و همه در یک جبهه و دست در دست هم در زیر پرچم سبز شعار مرگ بر دیکتاتور سر میدهند .اینبار ما خود سرنوشت کشور را تعین خواهیم کرد نه خارجی.پس بیایید همه با هم در ٢٢ بهمن کار این رژیم دیکتاتور را یکسره کنیم و انرا به زباله دان تاریخ بیاندازیم.ما پیروزیم چون بیشماریم

Friday, January 15, 2010

رهبر(خامنه ای) عروسک کوکی شوروی


دکتر مهدی صفری سفیر ایران در لندن و نماینده ویژه کشورمان مذاکرات رژیم حقوقی دریای خزر که در زمان فروپاشی شوروی سفیر ایران در روسیه بوده است، به تشریح چگونگی فروپاشی شوروی، پیام امام(ره) به گورباچف، نقش قدرت های غربی در فروپاشی و تحولات پس از فروپاشی شوروی و... پرداخته است. به گزارش جهان وی در بخشی از مصاحبه خود با اشاره به دیدار پوتین و رئیس مجلس روسیه با رهبر معظم انقلاب گفت: وقتی رئیس مجلس روسیه به ایران آمد، خدمت رهبر انقلاب هم رسید. آقا توضیحات و تشریحاتی از شرایط روسیه داشتند. بعد از دیدار او می گفت: « انگار رهبر شما در خیابان های مسکو راه رفته و با همه چیز از نزدیک آشناست!» می گفت: « ایشان اوضاع ما را خوب شناخته اند.». آقا درباره نفوذ غرب و ... مطالبی را تذکر دادند. آقای پوتین هم که این دفعه به ایران آمد، آقا این تذکرات را دادند. ظاهرا آقا راجع به کتاب جنگ و صلح تولستوی صحبتی کرده بودند. درست پس از ملاقات پوتین با آقا بود که روسیه سوخت نیروگاه اتمی را فرستاد. مطالبی که آقا گفتند، اعتمادسازی کرد. البته تا وقتی به ملاقات ایشان نیامده اند، معمولا تصویری از یک رهبر مذهبی در ذهن دارند اما بعد متوجه می شوند که این بعد مذهبی چگونه با سیاست و هوشمندی درآمیخته است
کاش این رهبر دانای ما جای پای خود را در جای پای کشوری پیشرفته ومتمدن میگذاشت نه در شوروی ورشکسته و عقب افتاده .این کشور کمونیستی دیکتاتوری سالهاست که در یک خط دایره مشخص دور خود میگردد و مانند گدای ولگرد جیب رهبر و مردم ایران را خالی میکند ما پس از پیروزی جنبش ازادیبخش سبز به حساب کشورهای طرفدار این رژیم خواهیم رسید و به شوروی و چین اخطار میکنیم که در سر راه مردم ایران نایستد

Saturday, January 9, 2010

فراکسیون ٣٦ نفره قاتلین در مجلس هشتم را بشناسید


تکلیف آنها را مردم روشن خواهند کرد
در مجلس هشتم یک فراکسیون قاتلین وجود دارد که اعضای ٣٦ نفره آن، یا در گذشته بازجو و شکنجه گر بوده اند، یا مامور اجرای ترورهائی که فتوای آنها را امثال احمد جنتی، مصباح یزدی و آیت الله خوش وقت و حتی روح الله حسینیان صادر می کردند و یا درجریان انتخابات 22 خرداد در کودتای انتخاباتی دست داشتند. آنها با احمدی نژاد از گذشته های دور همکار و همراه بوده اند و اکنون منسجم ترین یاران او در مجلس اند. صلاحیت همه آنها را باند جنتی- یزدی در شورای نگهبان تائید کرد و همگی با چراغ خاموش و هر کدام با چند ده هزار رای از تهران و شهرهای دیگر به مجلس برده شدند. مردم آنها را نمی شناختند و باندازه امروز نیز با واقعیت نقش کودتائی شورای نگهبان و ماجرای تائید صلاحیت ها آشنا نبودند.
اگر شورای نگهبان از مهلکه جنبش کنونی جان سالم بدر ببرد و تا انتخابات مجلس آینده ترکیب و نقش آن تغییر نکند، آنوقت این فراکسیون 36 نفره را احمد جنتی و محمد یزدی در مجلس نهم کامل خواهد کرد و شاید مجلسی یکدست از قاتلین و تیرخلاص زن های میادین اعدام، بازجوها و شکنجه گران و عاملین ترور تشکیل بدهند، تا مجلس کاملا با دولت احمدی نژاد همسو شود.
این فراکسیون 36 نفره، در هفته گذشته یک لایحه را بصورت طرح فوری به مجلس داد که بموجب آن باید کسانی را که درخیابان و درجریان اعتراضات دستگیر می شوند بلافاصله و درعرض 5 روز محارب اعلام و سپس اعدام کرد. یعنی همان کاری را که در کهریزک انجام دادند،؛ حالا در میادین اعدام انجام دهند. امثال "فدائی" و "رسائی" در مجلس هشتم که نقش آفرینان کهریزک بودند، در همین لیست فراکسیونی قرار دارند.
نام این نمایندگان را باید در حوزه های انتخاباتی آنها به میان مردم بُرد، تا هم در انتخابات آینده هیچ شانسی نداشته باشند و هم تا رسیدن زمان آن انتخابات جرات نکنند به محلی که از آنجا و بنام مردم آنجا به مجلس برده شدند ظاهر شوند.
به همین دلیل ما لیست آنها را در زیر می آوریم:
محمود احمد بیغش- از شازند اراک
موسی غضنفرآبادی- شهرستان بم
روح الله حسینیان- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
نیره اخوان بیطرف- اصفهان
موسی الرضا ثروتی- بجنورد و جاجرم
حسن ونایی- ملایر
فرهاد بشیری- پاکدشت
فاطمه آلیا- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
بهمن محمدی- سلسله و دلفان
محمد مهدی افشاری- داراب و زرین دشت
علیرضا سلیمی- محلات و دلیجان
رضارحمانی- تبریز، آذرشهر و اسکو
احمد لطفی- اراك و كمیجان
علیزاده-
حسین فدایی آشتیانی- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
محمد علی حیاتی- لامرد و مهر
حمید رسایی- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
محسن كوهكن- لنجان
اسماعیل كوثری- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
مرتضی آقا تهرانی- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
سیدمحمد جواد ابطحی- خمینی شهر
ستار هدایت‌خواه- بویر احمد و دنا
حسن كامران دستجردی- اصفهان
سیدعلی طاهری- گرگان و آق قلا
الیاس نادران- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
علی اصغر زارعی- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
حسن نوروزی- رباط كریم
حسین حسنی - نائین
حسین گروسی- تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر
ناصرسودانی- اهواز
سید علی آقازاده دافساری- رشت(قبلا فرمانده نیروی انتظامی رشت
سید محمود حسینی دولت‌آبادی- شاهین شهر، میمه و برخوار
سید امیرحسین قاضی زاده هاشمی- مشهد و کلات
علی محمد بزرگواری- كهكیلویه
محمدرضا امیری كهنوج- مهنوج و منوجان
محمد حسین فرهنگی- تبریز، آذرشهر و اسکو
آنها کیستند و چه تعداد رای دارند؟
این چند نمونه را درباره آراء برخی از این نمایندگان و نظراتشان بخوانید

خانم نیره اخوان بیطرف در مجلس ششم، ضمن مخالفت با حضور زنان در هیات رئیسه مجلس گفت: نمی شود ما برویم کنار مردان نامحرم بنشینیم و مدام چشمشمان به چشم آنها بیفتد. مردان باید جلو باشند و ما پشت آنها! ایشان با١٢٢ هزار رای رفته است به مجلس.
حسن کامران دستجردی سردسته اوباش و حمله کنندگان به مجالس و مراسم و از وابستگان حجتیه اصفهان از این شهر یک و نیم میلیونی با ١٦٢ رای به مجلس برده شده است
الیاس نادران که به نیابت فرماندهان سپاه در مجلس سخن می گوید از تهران ١٠-١٢ میلیونی با ٣٢٤ هزار رای به مجلس برده شده است. حسین فدائی آشتیانی که درکنار قاضی مرتضوی از متهمین ردیف اول جنایات کهریزک است از تهران ١٠-١٢ میلیونی با٢٧٤ هزار رای به مجلس برده شده است.