Tuesday, October 6, 2009

تنها راه نجات ایران یک کودتای روحانی




باید اقایان کروبی ,صانعی, خاتمی ,رفسنجانی ,منتظری ,و دیگر اقایان با یک گرد هم ایی فتوای برکناری خامنه ای و احمدی نژاد را بدهند و با چاپ و پخش ان در نیروهای چهار گانه ارتش و سپاه و بسیج قدرت او را از نیروهای مسلح سلب کنند .البته همزمان با اینکار در رابطه با کارمندان شرکت نفت و موسسه های دولتی اعلامیه ای برای اعتصاب سراسری به انها داده شود , همزمان دستور اعتصاب به تمام کارکنان رادیو و تلویزیونهای دولتی داده شود و مردم هم بانرفتن سر کار در روزهای معین شده در اعتصابات سراسری شرکت کنند .البته باید رهبران این حرکت عده ای ازبسیجیها و پاسداران وطن پرست را هم در کنار خود داشته باشند که بدون خونریزی بتواننداین رهبر خودکامه و دیکتاتور را کنار بگذارند . همانطور که شاهد بودید این رهبردیکتاتور حتی به بچه های سرداران و پاسداران رحم نکرد و انها را زیر شکنجه وتجاوزبه قتل رساند .ای پاسدراران و بسیجی ها, مامردم ایران برادران و خواهران شما هستیم به ما مردم پیوندید و در یک فضای ازاد زندگی کنید, نگذارید فرزندانتان را برای فریاد ازادی بکشند.کمی به این رهبرو کارهایش نگاه کنید او شخصی خودخواه و عقب افتاده است که قدرت چشمانش را کورکرده و تک تک شما را فدای خود خواهد کرد, به حساب بانکی بچه هایش در بانکهای سویس و کانادا نگاه کنید تا بفهمید که تمام سخنرانیهای او دروغ و ریاست .این رهبر دیکتاتور و سربازان حقوق بگیر او چند صد نفر بیش نیستند چرا از او میترسید,آیا اشکهای تمساح او بعد از انتخابات یادتان رفته دیدیدکه چگونه با کمال پررویی از شهدای جنبش سبز به عنوان اغتشاشگر یاد کرد, هنوز زندانها پر از این جوانان بیگناه است .پس بیایید تا این دولت کودتا و رهبر نادان را به پایین بکشیم و ایران را در جهان نمونه کنیم نمونه ای از شجاعت قدرت و ازادگی این است نتیجه جنگ با دیکتاتور. این اتش زیر خاکستر بلای جان دیکتاتور وکودتاچیان است.ما پیروزیم چون بیشماریم

Sunday, October 4, 2009

خامنه ای و انتصابات جدید

حسين طائب


با صدور احکام جداگانه ازسوي فرمانده کل قواخامنه‌اي صورت گرفت: انتصابات جديد در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران سرويس: سياسي
خامنه اي رهبر و فرمانده كل قوا با صدور احكام جداگانه اي، سردار سرتيپ بسيجي محمدرضا نقدي را به سمت رئيس سازمان بسيج مستضعفين و سردار سرتيپ پاسدار سيّد محمد حسين زاده حجازي را به سمت معاون آماد و پشتيباني و تحقيقات صنعتي ستاد كل نيروهاي مسلح و سردار سرتيپ پاسدار حسين سلامي را به سمت جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و سردار سرتيپ پاسدار اميرعلي حاجي زاده را به سمت فرماندهي نيروي هوافضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منصوب كردند.
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، متن احكام صادره به اين شرح است:
سردار سرتيپ بسيجي محمدرضا نقدي
بنا به پيشنهاد فرمانده كل سپاه و نظر به تعهد و شايستگي و تجارب ارزنده جنابعالي را به سمت "رئيس سازمان بسيج مستضعفين" منصوب مي كنم.
همّت و تلاش را بر ايجاد زمينه هاي لازم براي حضور قويتر و سازمان يافته تر مردم بويژه جوانان عزيز در صحنه هاي مورد نياز انقلاب اسلامي قرار دهيد و انتظارات گفته شده را با حركت علمي و نو از جمله در بسيج اقشار، برآورده سازيد.
از تلاشهاي مخلصانه حجت الاسلام حسين طائب در تصدي اين مسئوليت قدرداني و تشكر مي كنم.
توفيق همگان را از خداوند متعال خواستارم.
سيّدعلي خامنه‌اي
12/مهر/1388
سردار سرتيپ پاسدار سيّدمحمدحسين زاده حجازي
بنا به پيشنهاد رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح و نظر به تجارب مفيد و ارزنده در مسئوليتهاي ستادي و عملياتي، شما را به سمت "معاون آماد و پشتيباني و تحقيقات صنعتي ستاد كل نيروهاي مسلح" منصوب مي كنم.
از زحمات مخلصانه و ارزشمند سردار سرتيپ بسيجي محمدرضا نقدي در طول تصدي اين مسئوليت قدرداني و تشكر مي كنم.
توفيق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
سيّدعلي خامنه‌اي
12/مهر/1388
سردار سرتيپ پاسدار حسين سلامي
به پيشنهاد فرمانده كل سپاه و نظر به حُسن سوابق خدمتي، جنابعالي را به سمت "جانشين فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي" منصوب مي‌كنم.
انتظار مي رود، در ايفاي اين مسئوليت مهم، همه همّت و تلاش خود را در جهت ارتقاء سطح آمادگيها در اجراي مأموريتهاي محوله به سپاه با نظر فرمانده كل سپاه بعمل آوريد.
از زحمات و تلاشهاي سردار سرتيپ سيّد محمد حسين زاده حجازي در مدت تصدي اين مسئوليت قدرداني مي كنم.
توفيق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
سيّدعلي خامنه‌اي
12/مهر/1388
سردار سرتيپ پاسدار اميرعلي حاجي زاده
بنا به پيشنهاد فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نظر به تجارب و سوابق خدمتي، شما را به سمت "فرمانده نيروي هوافضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي" منصوب مي كنم.
انتظار مي رود آمادگيها و توان رزم نيرو را با رعايت دقيق الزامات و آئين نامه‌هاي كاري به سطح مطلوب برسانيد.
از زحمات و تلاشهاي ارزنده سردار سرتيپ حسين سلامي در اين مسئوليت قدرداني و تشكر مي كنم.
توفيق همگان را از خداوند متعال مسئلت دارم.
سيّدعلي خامنه‌اي
12/مهر/1388
طائب معاون اطلاعات کل سپاه شد حسين طائب معاون فرمانده کل و فرمانده سابق نیروی مقاومت بسیج به عنوان معاونت جدید اطلاعات سپاه پاسدارن منصوب شد. نام طائب پیش از این در رسانه های مختلف به عنوان فرمانده بسیج برای سرکوب های پس از انتخابات و بازجویی از سران اصلاحات مطرح شده بود.

انتهاي پيام

زدوخورد با پلیس امریکا به خاطر سبزبودن



امروزمطلبی در بالاترین راجب دستگیری شخصی بعد ازبازی فوتبال خواندم که جالب بود و منو به یاد دستگیری خودم انداخت .ساعت ٨ شب بود برادم زنگ زد .چه خبر امشب برنامه ای داری گفتم نه ولی اگه دوستداری بیا عرق خوری یک بطر ودکای گری گوس دارم خلاصه امدو جاتون خالی تا خرخره مثل خر خوردیم و تازه تصمیم گرفتیم بزنیم بیرون من که ادم باهوش و تحصیلکرده خوش تیپ و .... هستم فقط ٧ تا ٩ شات زدم و دوتا هم ابجو مزه کردیم .تلو تلو رفتیم به طرف ماشن و استارت زدیم و صدای سی دی را تا اخر بردیم بالا و راه افتادیم به طرف کلابهای شهر. اولی بریتیش پاب بود و انجا اکثرا انکلیسی هستند و همه مشغول تماشای بازی فوتبال بودند ما هم که خوره فوتبال هستیم نیم ساعتی میخ شدیم در این میان هر از گاهی برادرم به دخترها گیر میداد و حواس منو که تو فوتبال بودم پرت میکرد تا اینکه یکی از انها با دست اشاره به دستبند سبز من کرد و گفت از ایران چه خبر منم که اول خوره سیاست هستم و دوم فوتبال سریع رفتم بالای منبر واز کشت و کشتار تجاوز درزندانها و کل جریانات تعریف کردم انها از جریانات اطلاع داشتند ولی نه زیاد خلاصه برادرم دو سه لگد به پام زد که بسه بابا بی خیال سیاست .از انجا زدیم بیرون و دوباره درماشین نشستیم و رفتیم به یک کلابی که موزیک زنده دارند و روی سن می زنند انجا خیلی شلوغ بودو مردم مثل مورچه درهم می لولیدند جای جیب برها خالی.بعد از چند ساعت از انجا بیرون امدیم و به طرف جایی برای خوردن صبحانه و کله پاچه بودیم البته کله نبودولی پرو پاچه زیاد بود.ناگهان چراغی در ایینه نمایان شد و صدای اژیر بلند شد و برادرم گفت شت و با نگاهی به پشت سر دیدم بعله پلیس است و به گوه رفتیم خلاصه مامور امد جلو و من شیشه را دادم پایین او با ریش سیا و صورت نتراشیده پرسید گواهینامه و اینشورانس انها را دادم ما هر دو جفت کرده بودیم و به فکر زندان و ابروریزی بعد ازان بودیم .مامور بعداز چک کردن اسم من در کامپوتر رو به من کرد وگفت از کجا میایید گفتم از کلاب دوباره پرسید راستشو بگو ازکجامی ایی دوباره گفتم کلاب مامور گفت در تظاهرات بودین گفتم کدوم تظاهرات گفت میدان ونک من جفت کردم و دیدم این ننه جنده داره فارسی حرف میزنه ما در امریکا و در تگزاس هستیم گفتم نه بابا تظاهرات چیه من به اوباما رای دادم او ناگهان با عصبانیت گفت ک س ننه اوباما رهبر ما هرچی بگه همونه من دیگه کم کم داشتم کنترل خودمو ار دست میادم که پلیس با دست اشاره به دستبند سبز من کرد و گفت یک راست می برمت اوین تا ببینیم شما خارجیها چه نقشه ای کشیده اید این رهبر خودیه و طرفدار صد در صد امریکاست و احمدی نژاد هم فک و فامیلهای جوودش همه در نیویورک هستند.تو هم این کاسه کوزه راجمع کن .من با ناراحتی دستمو بردم جلو و گفتم ببر زندان من تا اخر می ایستم و با مردم ایران هستم تو خیلی بچه ای که جلوی جنبش سبز مردم بایستی و بامشت زدم تو دهنش و ناگهان اصلحه خود را بیرون کشید برادم خواست از در بیرن رودکه او گفت تکون بخورین با گلوله میزنم من در را باز کرم و پریدم به او و مشغول زدو خورد بودیم که گلوله ای در رفت با صدای بلند ناگهان چشمم را بازکردم دیدم در رختخواب هستم و خواب می بینم

'گزارش محرمانه' آژانس درباره ایران




Report Says Iran Has Data to Make a Nuclear Bomb


Senior staff members of the United Nations nuclear agency have concluded in a confidential analysis that Iran has acquired “sufficient information to be able to design and produce a workable” atom bomb.


The report’s existence has been rumored for months, and The Associated Press, saying it had seen a copy, reported fragments of it in September. On Friday, more detailed excerpts appeared on the Web site of the Institute for Science and International Security, run by David Albright, a nuclear expert.

نیویورک تایمز: 'گزارش محرمانه' آژانس درباره ایران
مرکز غنی سازی هسته ای در نزدیکی قم
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز خبر از وجود یک گزارش محرمانه آژانس بین المللی انرژی اتمی داده که به گفته این روزنامه نتیجه گرفته که ایران اطلاعات کافی برای طراحی و تولید بمب اتمی را کسب کرده است.
نیویورک تایمز نوشته است که این گزارش نهایی نشده است و تدوینگران آن نیز در مقدمه اش تاکید کرده اند که نتایج گزارش آن ها قطعی نیست.
نیویورک تایمز می نویسد که گزارش مذکور "جوانب نظامی احتمالی برنامه هسته ای ایران" نام دارد.
نیویورک تایمز نوشته است که براساس این گزارش، ایران علاوه بر کسب اطلاعات اتمی از منابع خارجی، تحقیقات گسترده ای برای تولید قطعات و اجزای بمب اتمی و قرار دادن کلاهک هسته ای بر روی موشک بالستیک شهاب-3 انجام داده است.

Saturday, October 3, 2009

ریشه‌ی یهودی محمود احمدى نژاد




By Damien McElroy and Ahmad Vahdat Published: 7:30AM BST 03 Oct 2009

Ahmadinejad showing papers during election. It shows that his family's previous name was Jewish
A photograph of the Iranian president holding up his identity card during elections in March 2008 clearly shows his family has Jewish roots.
A close-up of the document reveals he was previously known as Sabourjian – a Jewish name meaning cloth weaver.

Related Articles
Mahmoud Ahmadinejad: Jews in Iran
Mahmoud Ahmadinejad: in the words of the Holocaust denier
The short note scrawled on the card suggests his family changed its name to Ahmadinejad when they converted to embrace Islam after his birth.
The Sabourjians traditionally hail from Aradan, Mr Ahmadinejad's birthplace, and the name derives from "weaver of the Sabour", the name for the Jewish Tallit shawl in Persia. The name is even on the list of reserved names for Iranian Jews compiled by Iran's Ministry of the Interior.
Experts last night suggested Mr Ahmadinejad's track record for hate-filled attacks on Jews could be an overcompensation to hide his past.
Ali Nourizadeh, of the Centre for Arab and Iranian Studies, said: "This aspect of Mr Ahmadinejad's background explains a lot about him.
"Every family that converts into a different religion takes a new identity by condemning their old faith.
"By making anti-Israeli statements he is trying to shed any suspicions about his Jewish connections. He feels vulnerable in a radical Shia society."
A London-based expert on Iranian Jewry said that "jian" ending to the name specifically showed the family had been practising Jews.
"He has changed his name for religious reasons, or at least his parents had," said the Iranian-born Jew living in London. "Sabourjian is well known Jewish name in Iran."
A spokesman for the Israeli embassy in London said it would not be drawn on Mr Ahmadinejad's background. "It's not something we'd talk about," said Ron Gidor, a spokesman.
The Iranian leader has not denied his name was changed when his family moved to Tehran in the 1950s. But he has never revealed what it was change from or directly addressed the reason for the switch.
Relatives have previously said a mixture of religious reasons and economic pressures forced his blacksmith father Ahmad to change when Mr Ahmadinejad was aged four.
The Iranian president grew up to be a qualified engineer with a doctorate in traffic management. He served in the Revolutionary Guards militia before going on to make his name in hardline politics in the capital.
During this year's presidential debate on television he was goaded to admit that his name had changed but he ignored the jibe.
However Mehdi Khazali, an internet blogger, who called for an investigation of Mr Ahmadinejad's roots was arrested this summer.
Mr Ahmadinejad has regularly levelled bitter criticism at Israel, questioned its right to exist and denied the Holocaust. British diplomats walked out of a UN meeting last month after the Iranian president denounced Israel's 'genocide, barbarism and racism.'
Benjamin Netanyahu made an impassioned denunciation of the Iranian leader at the same UN summit. "Yesterday, the man who calls the Holocaust a lie spoke from this podium," he said. "A mere six decades after the Holocaust, you give legitimacy to a man who denies the murder of six million Jews while promising to wipe out the State of Israel, the State of the Jews. What a disgrace. What a mockery of the charter of the United Nations."
Mr Ahmadinejad has been consistently outspoken about the Nazi attempt to wipe out the Jewish race. "They have created a myth today that they call the massacre of Jews and they consider it a principle above God, religions and the prophets," he declared at a conference on the holocaust staged in Tehran in 2006.
روزنامه‌ی ديلى تلگراف در مقاله‌ی امروز خود به افشای ریشه‌ی یهودی محمود احمدى نژاد پرداخت. این روزنامه با بیان اینکه مردی که صحبت از محو کردن اسراییل از روی کره‌ی زمین میکند تا چهار سالگی یهودی بوده با چاپ عکسی از صفحه‌ی توضیحات شناسنامه‌ی احمدى نژاد به تغییر نام خانوادگی رییس جمهور دولت کودتا اشاره میکند.

اقای اوباما پایتان را جای پای کارتر نادان نگذارید


خلاصه کلام اینکه ما دانشجویان در کنار مردم ایران تا رسیدن به ازادی و استقلال با شما کودتاچیان در جنگ هستیم .با هوا کردن چهارموشک و چند سخنرانی و ملاقاتهای مشکوک پشت در با اروپاییان و امریکاییان نمی توانید ما را گول بزنید این اقای اوباما هم کم کم شبیه کارتر میشوداقای اوباما شما راه کارتر را نروید ونامی بد در تاریخ مانند کارتر به جا نگذارید .اقای اوباما اینجا که هالیوود نیست با شیرین سخن گفتن مردم را گول بزنید دیدید در کوپنهایگن چه شدو دنیا چگونه بر دهان شما زد و المپیک را به رینو بردند شیکاکو هنوز در شوک است که چرا میزبان المپیک نشد .اقای اوباما با ما مردم ازادیخواه ایران بازی نکنید شماکه دم از دمکراسی می زنید پس چه شد که با این دولت کودتاو مافیا بر سریک میز نشستید شمابدون در نظرگرفتن این که احمدی نژاد را مامردم ایران به عنوان رییس جمهور قبول نداریم و میدانیم که او را این رهبر نادان روی کار گذاشته و رای مردم را نادیده گرفته است با انها لاس میزنید .اقای اوباما کجا با این عجله مثل اینکه یادتان رفته که همین دو سه ماه پیش بود که رهبر با بسیجیهای خود مردم را به گلوله بستند و با چوب و چماق به جان بچه های ما افتادند و هنوز صدها نفر در زندانها هستند که هر روز شکنجه وتجاوز میشوند اقای اوباما سهراب و ندا یادت رفت .اقای اوباما پایتان را در جای پای کارتر نگذارید گندی که او در سالهای رییس جمهوری خود بالا اورد ما مردم ایران امروزچوب انرا میخوریم کارتر نادان به جای طرفداری ازمردم ایران دنبال حماس تروریست راه افتاده و کاسه لیسی میکند و این کشاورز نادان حتی یک کلمه راجب جنبش سبز ایران سخن نگفته است اقای اوباما مانند کارترنشوید واز مردم ایران دفاع کنید.به این دوروبریهای خود مانند صدر بچه اخوندگوش ندهید انها شما را گمراه کرده اند اقای اوباما مثل اینکه به شما هم داروی خواب داده اند و در رویا هستید . شما که ابروی امریکا را درکمتر از ٩ ماه بردید اخه درست است که شما گلابی روی کار امدید ولی دیگر این همه گند کاری بس است .امیدوارم که به مردم ایران پشت نکنید اگر کمک نمی کنید لاقل سد راه نباشید.ما خودمان سرنوشت خود و کشور را در دست خواهیم گرفت.به امید ازادی مردم ایران و جنبش سبز.ما پیروزیم چون بیشماریم

Thursday, October 1, 2009

فکر نکنید با چهار جلسه و سخنرانی در سازمان ملل دیگر مردم همه چیز یادشان رفته


دوباره پس از گذشت سالها مذاکره و نشست بر سر برنامه هسته ای ایران این خبر تیتر روزنامه ها را به خود اختصاص داد و طبق معمول بعد از نشست چندین ساعته و گرفتن عکسهای یادگاری با سران این رژیم کودتا بدون نتیجه این نشست به پایان رسید و ایران قول داد تا همکاری کنداز همون قولهایی که ٧ سال است میدهد و قرار شد گفتگوها ادامه پیدا کند و ٥ تا٦سال دیگر خارجیها را سیاه کنند ولی دولت کودتاسخت در اشتباه است شاید خارجیها را بتواند سیاه کندولی ما مردم ایران و جنبش سبز را نمی تواند گول بزند با بمب و بی بمب این رژیم باید برود و دست از سرمردم ایران بردارد فکر نکنیدکه با چهار جلسه و سخنرانی در سازمان ملل دیگر مردم همه چیز یادشان رفته و به قول شما کودتاچیان بی سواد کشور ارام است .اتفاقا بلعکس ما روز به روز قویتر و متحدتر میشویم مگر میشودفراموش کرد که شما در زندانها و بازداشتگاه های خود چکونه به زن و بچه های مردم تجاوز کردید و کشتید .این اتش زیر خاکستر به زودی دامن شما دیکتاتورها را خواهدگرفت و تنها راه نجات مردم نابودی شماست و مطمعن باشید که جنبش سبزمردمی پیروز است به قول معروف این بار تیشه به ریشه خود زدید

Tuesday, September 29, 2009

حسین شریعتمداری رفته اسنادش را بیاورد اما هنوز نیامده


علیزاده طباطبایی: حسین شریعتمداری رفته اسنادش را بیاورد اما هنوز نیامده!
وکیل سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و علیرضا بهشتی در پرونده شکایت از روزنامه کیهان گفت: روز شنبه در شعبه نهم دادسراي كاركنان دولت حاضر شدم و از بازپرس پرونده خواستم هرچه زودتر قرار مجرميت براي حسین شريعتمداري صادر و پرونده را براي رسيدگي به دادگاه ارسال كند.
به گزارش جرس، سیدمحمود علیزاده طباطبایی درباره آخرین وضعیت شکایت موسوی، خاتمی و بهشتی از روزنامه کیهان گفت: پس از آنكه بازپرس شعبه نهم دستور توقيف روزنامه كيهان را صادر و براي موافقت پرونده را به دادستان سابق تهران ارسال كرده بود ،حسين شريعتمداري در شعبه نهم حاضر شد. در آن جلسه مدير مسسول روزنامه كيهان مدعي شد كه براي مطالب انتشاريافته در روزنامه اسنادي را در اختيار دارد‏، به همين دليل از رييس شعبه نهم دادسراي كاركنان دولت مهلت خواسته تا مدارك خود را آورده و ارائه دهد."
وی افزود: از آن زمان به بعد حسين شريعتمداري رفته تا اسناد خود را بياورد اما هنوز بازنگشته است. به همين دليل روز گذشته در شعبه نهم دادسراي كاركنان دولت حاضر شدم و از بازپرس پرونده خواستم هرچه زودتر قرار مجرميت براي شريعتمداري صادر و پرونده را براي رسيدگي به دادگاه ارسال كند.
پیش از این محمود عليزاده طباطبايي با اعلام شکایت میرحسین موسوی ، سید محمد خاتمی و علیرضا بهشتی از روزنامه کیهان، در تاريخ 30 مردادماه سالجاري خبر از صدور دستور توقيف روزنامه كيهان به علت عدم حضور شريعتمداري در شعبه نهم دادسراي كاركنان دولت داده بود. روزنامه کیهان چند روز بعد خبرداد که حسين شريعتمداري در سوم شهريورماه در اين شعبه حاضر شده و در باره چند پرونده مورد بازجويي قرار گرفته است
^نوروز

Monday, September 28, 2009

بیانیه شماره 13 مهندس موسوی



بیانیه شماره 13 مهندس موسوی در مورد راهپیمایی روز قدس
از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است.
به گزارش خبرنگار رویداد مهندس میر حسین موسوی در مورد راهپیمایی روز قدس و حضور پر شور سبزها در این راهپیمایی بیانیه ای را صادر نمود.
در بخشی از این بیانیه که یک نسخه ان در اختیار رویداد قرار گرفته ، اشاره شده است «اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد.»
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم. روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد.»
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.
این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.
روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.
سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.
آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند.
در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.
از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود.
خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید.
خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.
خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست.
همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.
آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.
ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.
فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟
ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.
این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.
شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.
در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.
به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.
راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.
وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.
روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.
به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.
علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.
اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.
اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.
از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.
اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چند ماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.
این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.
زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.
مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.
برادر شما - میر حسین موسوی

Sunday, September 27, 2009

شيوه هاي كار شبكه خارج كشوري وزارت اطلاعات




شيوه هاي كار شبكه خارج كشوري وزارت اطلاعات

يك مقام وزارت اطلاعات حكومت اسلامي كه اخيراً به اروپا پناهنده شده است در يك افشاگري بي سابقه اعلام كرد كه در معاونت هاي ده گانه وزارت اطلاعات واحدهايي وجود دارد كه مأموريتشان ايجاد هسته هاي تحت كنترل در درون اپوزيسيون خارج ازكشور است. به گفته اين مأمور كه خواست ناشناس بماند، وزارت اطلاعات مطالبي راكه براي ايجاد توازن ميان جناحهاي نظام لازم دارد به له يا عليه يكي از شخصيتهاي بلندپايه نظام، يا جناحهاي آن، از طريق اين هسته ها در خارج از كشور مطرح مي نمايد.
وي در بين اين واحدهاي معاونت اپوزيسيون از واحد خامنه اي، رفسنجاني، خاتمي و... نام برد. او در تعريف وظايف اين هسته هاي تبليغاتي در خارج از كشور گفت: « اينها افراد، گروهها و رسانه هايي هستند كه از طرف وزارت (اطلاعات) مورد پشتيباني محتوايي، مالي و تداركاتي قرار مي گيرند تا برعليه يكي از جناحها يا شخصيتهاي حكومت اسلامي تبليغ كنند. افراد بايد از طريق انتشار، سخنراني، مصاحبه، حضور در مجالس، تلفن بر روي كانالهاي راديويي و تلويزيوني و غيره عمل كنند. رسانه ها بايد خط ديكته شده و توافق شده را پيش برند و در انتخاب موضوعات، اخبار، مطالب، افراد، برنامه سازان به مسير تعيين شده توجه كنند. سازمانها و گروهها نيز بايد در اطلاعيه ها و انتشارات خود، سايتهاي اينترنت، جلسات و سخنراني خطوط ديكته شده را پيش ببرند ». وي اضافه مي كند: « ما افرادي را در خارج از كشور داريم كه كارشان عبارتست از تماس با چهره هاي سرشناس اپوزيسيون و خود را پيرو و يا هوادار آنها نشان دادن. آنها بايد اين نزديك شدن را به طور فعال انجام دهند و با تعريف و تمجيد از آن شخصيت تماسهاي فردي با وي برقرار كرده و بباورانند كه با نيت خوب و جهت مبارزه با حكومت اسلامي عمل مي كنند. سپس بتدريج ضمن كشف افكار، عقايد، روانشناسي فردي، روابط و شبكه هاي همكاري اين شخصيت اطلاعات را به وزارت بفرستند و در مقابل دستورات وزارت را در رابطه با اين شخصيت بكار گيرند ».
اين مأمور ادامه مي دهد: « ما از طريق برخي افراد كه با ما همكاري دارند جمع كثيري از ايرانيان خارج از كشور را تحت اختيار داريم، بدين ترتيب كه مأمور با افرادي چند در تماس است از آنها كسب اطلاع مي كند و به آنها خط مي دهد، آنها را بر له يا عليه كسي يا جرياني تحريك مي كند و يا براي توزيع يك شايعه از آنهااستفاده مي كند ».
او مي گويد: « ما آنچه را كه بعنوان موضوع عمده براي رسانه هاي خارجي بايد مطرح شود تعيين مي كنيم، در هر زمان از طريق امكانات رسانه هاي در اختيار خود، يك موضوع را مطرح كرده و سپس از شبكه خود به اين جريان دامن مي زنيم. با تلفن هاي مختلف به راديو و تلويزيونها اين موضوع را بصورت پرسش يا طرفداري و يا انتقاد مطرح كرده و آن رسانه يا آن برنامه ساز را وادار مي كنيم كه به واكنش بپردازد ».
وي سپس اضافه مي كند: « كار جذب ايرانيان از طريق واحدهاي مربوط به سفارتخانه ها در هر كشور انجام مي شود و فقط در آمريكا اين كار بعهده افراد مشخصي است. پس از آنكه فرد شناسايي شد بسته به اينكه به ايران رفت و آمد داشته باشد يا خير كارها تنظيم مي شود. معمولاً كار جذب افرادي كه به ايران مي روند و مي آيند بسيار ساده است و ريششان راحت در گرو مي باشد. در مورد ساير ايراني ها نيز از طرق مختلف اقدام مي شود از جمله بوسيله دوست و آشناي آنها و شناخت از زندگيشان، نيازهايشان، مشكلاتشان و تمايلاتشان اين كار انجام مي شود ».
اين شخص ادامه مي دهد: « افراد، رسانه ها و تشكيلات متعلق به وزارت (اطلاعات) وظيفه دارند كه در زمانهاي معمول به كار خود بپردازند و نقش رسانه هاي يا بيطرف و يا مخالف نظام را ايفا كنند. البته مخالف آن بخش از نظام كه تعيين و تعريف شده است. در اين مواقع عادي هدف فقط پيش بردن اهداف كلي نظام است، يعني دوركردن افكار از نوع مبارزه راديكال از يكسو و مانع از شكل گيري يك خط متحدساز شدن از طرف ديگر. آنها به اين دو وظيفه كلي ادامه مي دهند تا در مواقع خاص مأموريت هاي مشخص داده شود. در آن زمان اين نيروها بايد به آن مأموريت بپردازند و از امكانات خود براي احراز آن استفاده كنند.» وي درباره اين مأموريت ها توضيح مي دهد: « مثلاً آنكه برعليه فلان جريان اپوزيسيون يا يك تشكيلات و يا يك شخص وارد عمل شوند و اجازه ندهند كه اين جريان يا شخصيت مطرح شود و پا بگيرد، معمولاً جريان اينطورست كه خط اصلي توسط تهران تعيين مي شود و يكي از رسانه های شبكه وزارت، آنرا مطرح مي سازد، بلافاصله وسايل ارتباطي ديگر شبكه و يا افراد درون آن كار خود را آغاز كرده و اين خط را به پيش مي برند. همه ابزارها به كار گرفته مي شود: مطبوعات، اينترنت، راديوها، تلويزيونها، تلفن و ارتباط فردي، تشكيل جلسه و سخنراني، گردهمآيي و سمينار و امثالهم و غيره. همه راهها مجازند به شرط آنكه خط را به پيش برند و تبليغات را تقويت كنند. هدف اشغال صحنه توسط موضوعات مورد نظر وزارت است »..
او هم چنين مي گويد: « از دانشجويان بورسيه حداكثر استفاده مي شود، آنها در هر سفر به ايران جلسات ويژه دارند و تخليه اطلاعاتي شده و توجيه مي شوند. علاوه بر اين، گزارش ماهيانه بايد بدهند و يا گزارش ويژه اگر لازم باشد. از همسران دانشجويان بورسيه براي نفوذ به خانواده هاي ايرانيان مقيم هر كشور استفاده مي شود. مأموريت هايي مانند تلفن زدن به رسانه ها نيز با آنهاست. بعضي حتي دوره آموزشي قبل از اعزام طي كرده اند. در زمان حضور در هر كشور نيز گزارش هاي ويژه داراي ارزش حتي پاداش دريافت مي كنند. هر چند زوج دانشجوي بورسيه تحت نظر يك مسئول اداره مي شود كه معمولاً با سفارت و يا مستقيم با تهران در ارتباط است ».
اين مأمور سپس ميافزايد: «پر كردن صحنه تبليغاتي و رسانه هاي خارج از كشور يك كار هماهنگ ميان وزارت (اطلاعات) و وزارت خارجه و نيز چند سازمان دولتي ديگر مانند سازمان تبليغات (اسلامي) است. بودجه آن از طريق چندين منبع از جمله دفتر ولي فقيه و نيز بودجه ويژه اي كه ظاهراً برادر رفسنجاني اداره مي كند تأمين مي شود. چندين رابط در لندن كار توزيع اين بودجه را در اروپا بعهده دارند و يك رابط در امارات نيز برخي ديگر از اين افراد و رسانه ها را مورد حمايت مالي قرار مي دهند. در دبي در پوشش يك شركت تجاري اين كارها صورت مي پذيرد ».
او مي گويد: « چندين مورد بوده كه پورسانتاژهاي حق واسطه گري براي معاملات انجام شده توسط فلان شركت خارجي در ايران به حساب رابط ها در خارج از كشور ريخته شده است. هدف آنست كه رد كمتري از جانب دولت ايران در اين بده بستانها به جاي گذاشته شود. مواردي از حمل بسته هاي ترياك در كيفهاي ديپلماتيك بوده كه در خارج از طريق رابطها به عنوان پاداش به همكاران شبكه داده مي شود


اين فرد سپس مي افزايد: « در داخل وزارت مخابرات واحد كنترل تلفنها روزانه هزاران مكالمه را كه از طريق كارتهاي مخصوص و شماره هاي مخصوص انجام مي شود مورد شنود قرار مي دهد. اين واحد در واقع متشكل از مأموران سپاه وزارت اطلاعات است كه به كنترل شماره هايي مي پردازد كه از كارتهاي شركتهاي ساخته وزارت اطلاعات در خارج استفاده مي كنند. چند شركت كه توسط آقازاده ها مورد سرمايه گذاري قرار گرفته به ترمينالهاي اين واحد كنترل در ايران وصل هستند و تمامي استفاده كنندگان از كارتهاي آنها مورد شناسايي و شنود قرار مي گيرند ». او هم چنين اضافه مي كند: « شناسايي مخالفان فعال در خارج از كشور و تهيه پرونده از آنها جزو وظايف اوليه شبكه است و آنها چندين كارشناس كامپيوتر براي اين منظور به خارج از كشور ارسال داشته اند»

Saturday, September 26, 2009

نگذاریم کودتاچان با بحران سازی تیتر روزنامه ها را به خود اختصاص دهند


نگذارید با علم کردن انرژی هسته ای توجه را از جنبش سبز برگردانند.در سخنان ابر قدرتها در سازمان ملل اشاره کمی مخصوصا اقای اوباما به جنبش مردم ایران کردند. ولی این ابر قدرتها فقط به فکر مردم خود هستند و باید هم چنین باشد این فقط سران نادان و بی شعور ماست که به فکر همه است به جز مردم ایران این ا-ن نادان از همه کس و همه چیز صحبت کرد به جز ایران.ولی نباید اجازه داد که این نقشه شوم که کودتاچیان برای بقای خود گرفته اند عملی شود نگذاریم کودتاچان با بحران سازی تیتر روزنامه ها را به خود اختصاص دهند باید ما مردم کار این رژیم را یکسره کنیم چون خارجی ها نمی توانند برای مردم نسخه بپیچند پس با در صحنه بودن باید این حرکت را خنثی کرد ماایرانیان هم در سراسر جهان در کنار شما هستیم و پا به پای شما با ان و رهبر خونخوار میجنگیم.کس نخارد
پشت من جز ناخن انگشت من